
من از خدا خواستم ٬ که پلیدی های مرا بزداید...
خدا گفت : نه . آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم ٬ بلکه آن ها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.
من از خدا خواستم ٬ بدنم را کامل سازد...
خدا گفت : نه . روح تو کامل است ٬ بدن موقتی است.
من از خدا خواستم ٬ به من شکیبایی دهد...
خدا گفت : نه . شکیبایی بر اثر سختی ها به دست می آید . شکیبایی دادنی نیست ٬ بلکه به دست آوردنی است.
من از خدا خواستم ٬ به من خوشبختی دهد...
خدا گفت : نه . من به تو برکت میدهم . خوشبختی به خودت بستگی دارد.
من از خدا خواستم ٬ تا از دردها آزادم سازد...
خدا گفت : نه . درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.
من از خدا خواستم ٬ تا به من کمک کند ٬ تا دیگران را همان طور که او دوست دارد ٬ دوست داشته باشم...
خدا با لبخند گفت : ...سرانجام مطلب را گرفتی....





نوشته شده توسط ژیلا در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 10:33 موضوع | لینک ثابت
در بخشیدن خطای دیگران ٬ مانند شب باش.
در فروتنی ٬ مانند زمین باش.
در مهر و دوستی ٬ مانند خورشید باش.
در هنگام خشم و غضب ٬ مانند کوه باش.
در سخاوت و کمک به دیگران ٬ مانند رود باش.
در هماهنگی و کنار آمدن با دیگران ٬ مانند دریا باش.
در آخر ٬ خودت باش ٬ همانگونه که می نمایی.
نوشته شده توسط ژیلا در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت





استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش رو به يه چالش ذهنی کشاند.....
آیا هر چیزی که وجود دارد را خدا خلق کرده؟نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن....





نوشته شده توسط ژیلا در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت






نامگذاري كمپاني هاي بزرگ چه طور اتفاق افتاده است؟؟
تاحالا اسم چند تا کمپانی به گوشتون خورده ؟
" XEROX " : کلمه Xer در زبان يونانd به معناي خشک است و اين برای تکنولوژی کپی کردن خشک در زمانی که اکثراً کپی کردن به روش های فتوشيميايی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.






نوشته شده توسط ژیلا در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 13:7 موضوع | لینک ثابت

پدرم اين جوري بود وقتي من :
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده.50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش درباره ی همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو نتونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت...
قدر تک تک پدرها رو بدونیم.....
نوشته شده توسط ژیلا در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت 10:21 موضوع | لینک ثابت
Happy Mother's Day to all the Moms
روز مادر یعنی باز هم بهانه ی مادر گرفتن...
شكسپیر : عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند...
اوشو : مادر والاترین شاعر ، چیره دست ترین نقاش ، تردست ترین آهنگساز و ماهر ترین پیكرتراش است...
جبران خلیل جبران : هیچ نغمه ای روح پرور تر و د لنشین تر از كلمه مادر وجود ندارد...
ارنست همینگوی : هیچ گلی عطر و رنگ و زیبایی مادر را ندارد...
چارلی چاپلین : برای من ، مادرم با شكوه ترین زنی است كه دیده ام...
رافائل : یك بوسه مادرم مرا نقاش كرد...
ادگار آلن پو : آنگاه كه فرشتگان در آسمانها سر در گوش یكدیگر نهاده و نغمه های پر شور عشق را سر می دهند،هرگز نمی توانند كلمه ای آسمانی تر از كلمه مادر بیابند...
نوشته شده توسط ژیلا در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 ساعت 12:39 موضوع | لینک ثابت
مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند......کمی از سرعتتان کم میکند.....ولی از جاده ی صاف بعد از آن لذت خواهید برد ، زیاد روی دست اندازها توقف نکنید ، به حرکتتان ادامه دهید......
پل ها را خراب نکنید.........از اینکه مجبور خواهید شد چند بار دیگر هم از همان رودخانه عبور کنید ، متعجب خواهید شد.......
انسان برای پیروزی آفریده شده است ........او را میتوان نابود کرد ولی نمی توان شکست داد.........
شب در کارنامه ی سیاه زندگی اش چه کرده است که افتخار این همه ستاره را دارد.........
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگد کنید.....اما محال است بتوانید عطر آن را در فضا محو سازید......
منبع:شماره 2150 مجله زن روز
نوشته شده توسط ژیلا در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت 11:33 موضوع | لینک ثابت
عید نوروز بر همه ی شما دوستان عزیز ایرانی
مبارک باد
امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشیم ، با کلی آرزوهای قشنگ
( سال نو تون مبارک )
دوست دارم یه دعا برای سال 88 بکنم ، خدایا امسال ایران عزیزمون سر افراز تر از همیشه به موفقیت هاش ادامه بده به کوری چشم دشمنانش. آمین یا رب العالمین.
دوست دارم شما هم توی قسمت نظرات ، یه دعا برای سال جدیدمون کنید.دست به کار بشید.بدووووووویین.یه دعای قشنگ بکنید.
نوشته شده توسط ژیلا در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 9:3 موضوع | لینک ثابت
خود خواه ترین کلمه : " من "
از آن اجتناب کن.....................
رضایت بخش ترین کلمه : " ما "
از آن استفاده کن.....................
زهر دار ترین کلمه : " خود "
آن را بکش..........................
با کاربرد ترین کلمه : " لبخند "
آن را نگه دار......................
بیمار ترین کلمه : " حسادت "
از آن فاصله بگیر..................
نیرومند ترین کلمه : " دانش "
آن را به دست بیار..................
ضروری ترین کلمه : " اطمینان "
به آن اعتماد کن....................
و
کلمه ای که سخت ترین کار را بیان میکند : " موفقیّت "
به آن برس............
شاید خیلی ساده باشه ، اما کلی معنی داره !!! اگر به یکیشون عمل کنیم ، قطعا زندگیمون از اینی که هست بهتر میشه............می دونید چیه ؟ ما همیشه برای بهتر کردن زندگیمون دنبال راه حل های پیچیده هستیم . اما کافیه خودمون رو از تکلف رها کنیم تا ببینیم با ساده ترین کلمات بهترین لحظات رو خواهیم داشت...........
نوشته شده توسط ژیلا در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت
سلام !!! 
این دفعه سعی کردم یه مطلب جدید بنویسم که یه جورایی با بقیه ی مطالبی که تا حالا اینجا نوشتم ، فرق داره ....یه درس زندگی .یه درس بزرگ زندگی !!!
مطمئنم که خوشتون میاد و یه گوشه از مغزتون یادداشتش می کنید تا شاید یه روزی ( البته خدا اون روز رو نیاره )ازش استفاده کنید .
بذارید اینجوری شروع کنم :
فرض کنید ساعت 6 بعد از ظهره و شما دارید بعد از یه روز سخت و غیر عادی ، تنها از بیرون به خونه بر میگردید.............
قطعا با فکری مشغول ، خسته هستید........خیلی خسته !
مدام به اتفاقاتی که اعصابتون رو تحریک کرده فکر میکنید و شما رو شدیدا تحت فشار قرار میده...........
در همین لحظه ، ناگهان درد شدیدی رو توی قفسه ی سینه ی خود احساس می کنید ، طوری که به داخل دستتان کشیده میشه و تا بالا ، داخل آرواره ها ادامه داره ................
شما فقط 5 کیلومتر تا نزدیک ترین بیمارستان فاصله دارید اما متاسفانه مطمئن نیستید که این فاصله رو دوام بیارید.

پس چی کار باید کرد ؟؟؟
شما برای CPR ( احیای قلبی - ریوی ) آموزش دیدید ، اما آموزش دهنده به شما نگفته که چگونه اون رو بر روی شخص خودتان انجام بدید!!!!!!!
چگونه در مقابل حمله ی قلبی دوام بیاریم ، وقتی تنهاییم ؟
خیلی از افرادی که دچار حمله ی قلبی میشن ، بدون کمک و تنها هستند. و از زمانی که قلبشون ضربان نامناسب پیدا می کنه وشروع به احساس ضعیف شدن میکنند ، فقط 10 ثانیه زمان دارند تا از هوش برن !! پس چه کنیم ؟
اول ، وحشت نکنید و مکررا شروع به سرفه های بسیار شدید کنید.
قبل از هر سرفه ، نفس عمیق بکشید . سرفه باید عمیق و طولانی باشد . به طوری که خلط از عمق شش ها بیرون بیاید .
تنفس و سرفه باید بدون وقفه هر 2 ثانیه تکرار بشه . تا زمانی که یا کمک برسه ، یا احساس کنید که قلب دوباره ضربان عادی خودش رو پیدا کرده .
تنفس عمیق ، باعث رسیدن اکسیژن به شش ها میشه و سرفه باعث حرکت و فشار بر روی قلب و ادامه ی کار گردش خون میشه .
به این ترتیب ، قربانی حمله ی قلبی می تونه به بیمارستان برسه .

دوستای گلم ! تا اونجایی که می تونید ، این مطلب رو به اطلاع دیگران برسونید.........
این اطلاعات ممکنه زندگیه اونها رو نجات بده.......
نوشته شده توسط ژیلا در پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به پاتوق جوانی خوش آمدید.این پاتوق رو متعلق به خودتون بدونید و ما رو از نظراتتون بی بهره نذارید.بهترین لحظه ها رو در این پاتوق تقدیمتون می کنم.
شاد باشید.
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY